موضوع‌هاي ويژه‌

. بررسي كلي‌. نظريه‌ٴ تكامل‌. بسياري از فضلا به كل آفرينش علاقه‌مند بودند و كوشيدند تا آن را در كيفيات جنبه‌هاي گوناگونش توصيف كنند و به اين ترتيب‌، يك سلسله كتاب‌ها تأليف شد كه در آن سه قلمرو طبيعت (كاني‌ها، گياهان و جانوران‌) مورد بررسي قرار گرفته بود. ما به پنج كتاب‌ عربي‌، يك كتاب فارسي و يك (يادو) كتاب آلماني برخورده‌ايم‌. تركيب اين زبان‌ها، يعني عربي‌، فارسي و آلماني عجيب است‌؛ نخستين‌بار است كه بدان برمي‌خوريم‌.
ساير محققان و متكلمان‌، بااين‌كه گرايش‌هاي دايرةالمعارفي اين افراد اخيرالذكر را نداشتند، مي‌كوشيدند چيزهايي را حل كنند كه امروزه آنها را مسئله‌هاي زيست‌شناختي مي‌ناميم‌؛ يا حتي‌ مسئله‌هاي كلي‌تري را كه با منشأ و پيدايش اشيا سروكار داشت‌. اين كاملاً بديهي بود. هرانسان‌ انديشمندي بايد چنين پرسش‌هايي را از خود بپرسد و اگر خيلي مشتاق باشد سرانجام كتابي‌ بنويسد درباره‌ٴ طبيعت يا اندر طبيعت اشيا. در سده‌ٴ چهاردهم چنين گرايش‌هايي به‌صورت‌ رساله‌هاي مستقل پژوهشي در نيامد، بلكه اغلب در تفسيرهاي كتاب مقدس‌، تلمود، قرآن يا شرح‌ آثار ارسطو خود را پديدار ساخت‌.
مسئله‌ٴ بنيادي مسئله‌ٴ كلي تكامل (فرگشت‌) بود. اگر آفرينش را بپذيريم‌، چگونه نمو يافت و تدريجاً به مرحله‌اي رسيد كه مي‌بينيم‌؟ شايد به‌خاطر داشته باشيم كه حكماي مسيحي از قبيل‌ اوگوستين (پنجم ـ 1) و مسلمان از قبيل نَظّـام (نهم ـ 1)، يك آفرينش پويا را به‌جاي آفرينش‌ يكباره و ابدي مطرح كرده بودند. آنان برآن بودند كه خدا جهاني در حال تكامل آفريده است‌. به‌ عقيده‌ٴ ابن رشد (دوازدهم ـ 2) خداوند هرگز از آفرينش دست نمي‌كشد. آفرينش او موضوع يك‌ لحظه يا شش روز نيست‌، بلكه ابدي‌است‌. او هرگز از آفرينش باز نمي‌ايستد و ازاين‌رو، آفريده‌هايش با گذشت زمان بايد تغيير يابند.1 اين تصور از فرگشت آفرينش‌، يا بهتر بگوييم‌ آفرينش تكاملي‌، با نردبان طبيعي ارسطو كاملاً سازگار درمي‌آمد. ((نردبان طبيعي‌)) به مذاق‌ مسلمانان خوش آمد؛ متكلمان و جهان شناسان خواستند تا تكامل (فرگشت‌) طبيعت را از جماد به گياه‌، از گياه به حيوان‌، از حيوان به انسان خلاصه كنند و درباره‌ٴ روابط متقابل موجود ميان همه‌ٴ آفريدگان‌، به‌دليل ارتباط مشتركشان با آفريدگار، تأكيد كردند. اين طرح را مسعودي (دهم ـ 1) با صراحت بيان كرده است‌. مشكلات بعدي كه از يك چنين طرحي برمي‌خاست‌، مربوط به انتقال‌ از يك رده از موجودات به رده‌ٴ بعدي بود. كاني‌ها چگونه به گياهان تبديل مي‌شوند؟ يا جانوران‌ به انسان‌؟ ((حلقه‌هاي گم‌شده‌)) كجاست‌؟ جواب معروفي درحدود سال 1155م‌/550 ه ق توسط نظامي عروضي (دوازدهم ـ 2)، داده شد و او اين حلقه‌ها را مرجانها، درخت خرما و


D. B. Macdonald: Continuous re-creation and atomic times in Muslim theology (Isis 9, 326-44, 1927) .1